۱۳۸۸ خرداد ۱۵, جمعه

آتن، روز اول

سفر عجیبی شده این یکی هم ها!!!! تا حالا آنقدر که دوست داشتم هیجان و چیزهای زیبا نداشته، در عوض ساره به طور بدی مریض شده و من به طور بدی خسته ام. حتی با وجود 2 ساعت خواب بعد از ظهر، انگار این بدخوابی های دیشب نمی خواهد حتی به ضرب و زور زیبایی این شهر از تنم بیرون برود. شاید خواب امشب کمک کند!
خوشحالم که اینقدر با آدمها ارتباط برقرار می کنم. خیلی خیلی جالب است. نتیجه ی اول این ارتباط ها: فرش ایران خیلی معروف است!!!! همه در موردش می گویند آخر اینجا!!!
نتیجه ی دوم: خاتمی خیلی معروف است!!! رزروشن هتل که اقتصاد خوانده سخنرانی ای را که خاتمی در دانشگاهش داشته رفته بوده!!!!!
نتیجه ی سوم: این محله ای که هتل ما هست، ارزون ترین و بدترین محله ی آتنه!!!! مبارکمون باشه.
نتیجه ی آخر: یونانی ها هم کمی هیز نیستندهاااااا !!!! حالا من که تمام عمرم را تو اروپا نگذروندم اما طبق گفته ی شاهدان عینی اروپایی ها اصلاً کاری به کار هم ندارند. اما اینجا، یا لااقل این منطقه، اصلاً جزو اون اروپایی که شاهدان تعریف کرده اند نیست D:
البته این نتیجه ی آخر از ارتباط با آدمها بدست نیومده، یه قدم زدن ساده برای فهمیدنش کافیه!!

میرم استراحت کنم. فردا باز هم 6 ساعت در راهیم....

هیچ نظری موجود نیست: