۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

از چند تا سرنوشت مگر میشود فرار کرد؟



بچه ی نرگس:‌ مامان چرا من خاله ندارم؟
نرگس: کی گفته نداری؟ همه ی دوستای من خاله های توان.
بچه ی نرگس: تو مگه دوست داری؟ دوستات کین؟
نرگس: خاله ساره، خاله لیلا...
بچه ی نرگس: آره میدونم. خاله ساره، خاله لیلا... همیشه میگی ازشون. پس چرا من تاحالا هیچ وقت ندیدمشون؟
نرگس:‌ خب چون از هم دوریم. هرکدوممون داریم یه جای دنیا زندگی میکنیم.
بچه ی نرگس: اما پس چجوری از اولش با هم دوس شدین؟
نرگس: اولش... اون سالا... هممون یه جا بودیم. توی یه خاک
بچه ی نرگس: بعدش چی شد؟
نرگس: م... شرایط اون سرزمین خوب نبود. میدونی اونجا زندگی کردن سخت بود. ما میخواستیم راحت باشیم. میخواستیم شماها هم راحت باشین. واسه همین چیزا، هم من هم دوستام هرکدوم اومدیم بیرون. جاهای مختلف درس خوندیم، کار کردیم و آخر سر جاهای مختلف دنیا موندگار شدیم.
بچه ی نرگس:‌ اگه پیش هم نیستین چجوری میشه که میگی دوستین؟
نرگس: واسه اینکه دوست بودن یعنی یه دیگری رو دوست داشتن. یعنی با کسی احساس نزدیکی کردن. ما هنوز نسبت به هم محبت داریم. مثل تو که گاهی دلت واسه من یا دوستات تنگ میشه منم دلم برای دوستام خیلی تنگ میشه گاهی...
بچه ی نرگس: من نمیدونم اونجا که شما بودین چقدر سخت بودش مامان،‌ اما من ترجیح میدم خاله داشته باشم تا اینکه یکم راحت تر باشم.





۳ نظر:

niyoosha گفت...

hehhhhhhhhhh! bacheye nargesssssssssssssssss!:X:X:X:)))

agha manam khalash basham dige! manam doos dashte bash khalash sham!:D mese in sareh o leila khasisbazi darnemiaram! miam mibinam bacharo!:D

narciss گفت...

D:
نیوشا جان استعاره اس!!! والا اگه بخوام خاله دایی های بچه رو لیست کنم که طبق اصل لانه کبوتری بچه اصلا احساس تنهایی نمیکنه!!!!
;)))

leilak گفت...

می گم تو بچه بیار من قول می دم وظایف خالگی ! رو به نحو احسن اجرا کنم!
بعدم اینکه نه خیر! درصورت وجود خاله نیوشا بقیه خاله ها باید برن قاطی باقالی ها! بسکه مهره ی مار داره! D:
فککککککن بچه نرگس! یه جفت چشم احتمالا! :)