۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

اول: 24 Aug-Sep دوم: 2 شهریور-مهر



امروز باید 2 مهر باشه، چون یک ماه پیش 2 شهریور بود. یک ماه پیش بود، چون هم ماه شمسی هم میلادی 31 روز بود و امروز هم مثل یک ماه پیش 24 امه. 2 مهر خیلی با 1 مهر فرق میکنه. خیلی انگار بعد از 1 مهره. خیلی دومه، بعدیه. اما 24 ام خیلی شروع بود، خیلی اول بود انگار. توی این هفته 3 شب خواب دیدم که هنوز ایرانم ولی قبل از آمدنمه. خواب دوستامو می بینم. خواب کارهایی که الآن دوست دارم اون موقع انجام میدادم. هرچند اون موقع بهترین، واقعا بهترین، لحظات ممکن رو برای خودم ساختم با دوستام. به گمانم اینها که خواب میبینم کارهایی باشن که الآن دوست دارم انجام بدم... و طبق معمول جا مانده ام از انجام دادنشان. طبق معمول که چیزی از من میرود و چیزی دیگر باقی میماند. مثل حسم در هواپیما: عمیقا احساس میکردم چیزهایی از من نیامدند. چیزهای زیادی. انگار دارم یک قالب خالی را با خودم میبرم که محتویاتش مانده اند جای دیگر. بعدتر فکر کردم محتویاتش دارد آرام آرام دوباره اضافه میشود. انگار آنها با پروازهای بعدی آمده باشند! اما خوابهایم می گویند هنوز خیلی چیزها آنجاست... مثل وقتی که خواب سروش را میبینم که هنوز زنده است اما من میدانم که دیگر نخواهد بود. من همیشه همین طورم. اگر نخواهم چیزی را باور کنم، خیلی ساده، در ذهنم شرایط را بازمیگردانم... اما همیشه جایی در ذهنم میداند که شرایط عوض شد، یا عوض شده بوده، یا عوض خواهد شد، یا عوض شده. شاید وجود همانجا در ذهنم است که امروز، از صبح که بیدار شدم تشنه ام. تشنه ی یک مستی عمیق. یک نافهمی.

امروز داشتم فکر می کردم که دلم تنگ هست؟... نیست. داشتم به این فکر میکردم که مثل هوا می ماند. یا آب مثلا. آدم دلش برای آب تنگ نمی شود اما اگر نباشد، خیلی ساده، میمیری. داشتم امروز فکر می کردم داستان ما هم همین است گاهی...

راننده تاکسی را دیدم. چرا اینقدر خوب بود؟؟؟ خیلی خوب است آدم یک اثر هنری ببیند که قبلا در مورد بعضی مضامینش فکر کرده. مضامین هم کلمه ایست!!! مثل انگلیسی حرف زدنم شده، بعضی چیزها را خیلی محاوره می گویم، بعد در همان جمله، یکهو یک کلمه بکار میبرم که یک آمریکایی شاید در سال یک بار یاد آن کلمه بیافتد! اما من معادل دیگری برایش ندارم! خوشحالم که این بورها هرقدر انگلیسی بلد باشند زبان مادریشان زبان مزخرف دیگریست!

۳ نظر:

leilak گفت...

چقدر دوست دارم با هم حرف بزنیم... درباره ی در و دیوار.. حس هام...

narciss گفت...

بهم ایمیل بزن برام از در و دیوار بگو دختر :)

leilak گفت...

حتماااااااااااااااااااا :)