تنها در صورتی رفتن به یک عروسی، کار احمقانه ای به حساب نمیاد که اون عروسی، عروسی کردها باشه.
این درست که توی دوره های خانوادگی، آهنگهای شاد و لباسهای زیبای خانمها، آقاهایی که بوی الکل میدادند و بحثهای سیاسی میکردند، و آخر شب، "هالپرکه" ی کردی که شونه های همه رو میلرزوند، نوستالژی بچگی های منه، اما حتی برای یک غریبه هم دست در دست ردیف آدمهایی دادن که گامهاشون پرشور و هماهنگ با ریتم آهنگ به حرکت درمیان فوق العاده لذت بخشه. لااقل من اینطور فکر میکنم!!!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر