۱۳۸۹ شهریور ۲۰, شنبه

قانون


امکان نداره رویای چیزی رو داشته باشی که امکان وقوعش صفر مطلقه.

مغز خودش یک مکانیزمی داره به نظرم که وقت و انرژیش رو صرف تخیل و تجسم کردن چیزی که امکان نداره اتفاق بیافته نمیکنه. البته اینکه میگم مطلق یعنی واقعن صفر مطلق. یعنی اینکه خب شاید کسی بگه هیچ چیزی غیرممکن مطلق نیست اما همه قبول داریم که اتفاق افتادن هرچیزی یه زمان و ملزوماتی داره. وجه مشخصه ی رویا هم همینه که زمان لازم و ملزومات رو دور میزنه و تو رو میذاره درست وسط موقعیت دلخواه. مثلن میشه اینطوری فکر کرد که اینکه من بتونم یه هواپیما طراحی کنم نشدنی نیست، به شرط اینکه وقت بذارم و یاد بگیرم چطور این کار رو بکنم. اما در مواقعی که خود اون چیزی که میخوای شامل زمان یا ملزوماته و اون زمان یا ملزومات اتفاق نمی افتن، امکان وقوع کل خواستتو صفر میکنن. مثلن اگه چیزی که میخوام این باشه که درست توی همین لحظه من جسمن یه جای دیگه از دنیا باشم، جزوی از خواست من اینه که اتفاق توی این لحظه بیافته و این قضیه غیرممکنش میکنه و باعث میشه مشمول قانون بالا بشه.
درضمن به نظرم مکانیزم دیگه ی مغز اینه که وقتی میبینه یه امکان سریعتر یا ممکن تر وجود داره بیشتر تخیلش رو میبره به اون سمت و به تخیل کردن ناممکن ادامه نمیده.

نتیجه ی یک: اگه رویای چیزی رو داری بدون که امکان وقوعش هم وجود داره. مغزت یه جایی اون پشت مشتها اینو بررسی کرده!
نتیجه ی دو: برای اتفاق افتادن چیزهایی که میخوای، تخیلشون کن. ببین از فیلتر امکانسنجی مغزت رد میشن یا نه!

هیچ نظری موجود نیست: