۱۳۸۸ مهر ۳۰, پنجشنبه

چند شخصیتیِ آخر این شبها که منم




بالایی: پاشو یه چیزی درس کن واسه شام
پایینی: من دیگه دلم درس نمیخواد، من دلم شام میخواد، زود
وسطی: زود... زود که نمیشه... تازه هنوز مونده تا این تموم شه... همین الآنش...
پایینی: لا لا لالالا... من دیگه گوش نمیدم چی میگی، خوراکی میخوام، خوراکی خوراکی خوراکی
بالایی: بجمب بخون... هنوز مونده... خیلی مونده... شامو یه کاریش میکنی...
وسطی: هنوز اپلیکیشن رو هم آماده نکردم،باید بفرستمش تا ساعت 12 امشب ...
بالایی: اه... پس چرا جواب ایمیلو نمیده؟... همش تقصیر خودته که دیر زدی...
پایینی: حالا تا اون جواب بده یه شامی حاضر کن... از اینجا هم پاشو، من دیگه داره حالم از این مقاله بهم می خوره
وسطی: آره... تا جواب بده... درستش میکنم... یه چیزی درس میکنم واسه فردا هم بمونه
بالایی: تو وقتی واسه یه وعده درس میکنی یا شفته میشه یا...
پایینی: هاها... آره راس میگه... حالا الان میخوای واسه یه مجلس غذا درس کنی! خدا رحم کنه!... اما هرچی باشه غذا درس کردن از درس خوندن بهتره
وسطی: نه همیشه... نه وقتی که باید درنهایت اون درسو بخونی، نه الآن که خودت از صب واسه اینکه تموم شه نگران بودی، نه وقتی باید واسه 4 وعده یه چیزی درست کنی که فقط گرسنه نمونی
پایینی: نه وقتی وسطش هی داری این ایمیل لعنتیتو چک می کنی چون تا 12 شب بیشتر وقت نداری
وسطی: نه وقتی که لپ تاپ کوفتی اونقدر سرعتش کم شده که جونتو میگیره تا یه فایل پاورپوینت باز کنه
پایینی: نه وقتی که موبایلت زنگ میزنه و تو درحالی که داری پیاز میشوری دعوت ناهار یکشنبه رو قبول نمیکنی و از حال خوبت واسه طرف میگی
پایینی: نه وقتی که 4 روزه تو خونه ای و بیشترین تفریحت چای خوردن عصرونس
بالایی: نه وقتی که تو همین موقعیت تازه از اونور دنیا بهت زنگ میزنن و باید لبخند تورو ببینن تا یه وقت فک نکنن اتفاقی افتاده
پایینی: نه وقتی از غذا درس کردن متنفری
وسطی: نه وقتی دلت خواب میخواد بجای 4 تا قهوه از صبح
بالایی: نه وقتی که ....
بالایی، پایینی، وسطی: آی

و دستمو با چاقو می برم.

۲ نظر:

leilak گفت...

really like your style :*
take care of yourself gooori! :D

Unknown گفت...

به بالایی بگو که این همه غر غر واسه چی آخه...
به وسطی بگو که اساسا کارش خیلی درسته...
به پایینی بگو که درکش می کنیم...

به هر سه بگو که چه قدر دوستشون دارم و دلم براشون تنگ شده...